بعد از کلی وقت، خواهرم بالاخره به نت وصل شده و برام نوشته، آدم بدون شام بمونه اما بدون نت نه! اینجا موندیم دستمون هم به هیچ کجا نمی رسه!

براش نوشتم خب برو اعتراض کن تا نت را وصل کنند!

نوشتم اونها فکر می کنند کسی اونجا نیست. وقتی هم کسی نیست چه نیازی به اینترنت هست؟ کم کم آب و برق و گاز مجانی را هم قطع می کنند! حالا باش تا ببینی!

خب، منتهی ندید. حالا یا خوابش برد یا نت قطع شد، نمی دونم...

ولی همینه. این جاده یک طرفه است به قول مرحوم پاشایی! هیچ برگشتی نداره! مطلقا هیچ...

این احیای نبرد قادسیه است... تکرار اعمال شنیع مغول و مسلمان است وقتی فاتح خاک و آب شدند. صاحب نشدند، ولی فاتح شدند بهرحال و خب، بستگی داره این بار نتیجه قادسیه چی بشه باز...

من کلیپ های زیادی را نگاه کردم. تقریبا از صبح دستم بند است هر روز. یک نکته ای که به چشمم اومد اینه که وقتی یک مامور کتک می خوره فوری یک حلقه دورش تشکیل می شه که می گن بس است دیگه ولش کنید. آدمهایی که ظاهرا از مردم اند منتهی، دقت که می کنی به لحاظ سن و سال و حتی جثّه عجیب عین همدیگه اند! می خوام بگم اجتماعات، مملو از سلمان فارسی ها است، و خب، باید دید کی این ترک درشت می شه...

درشت تر!