زمین سفت!
دیشب خوابیدم رو زمین. سفت بود! بعد از دو سه ساعت پا شدم رفتم تو تخت، خستگی اون خواب رو زمین را تازه در کنم!
واسه اینکه سرما نخورم کرکره بیرون پنجره را کشیدم. اینجا مد است یک چیزی شبیه کرکره جلوی پارکینگ ماشین ها جلوی هر پنجره ای هست. وقتی می کشی دقیقا شب می شه داخل. صبح، ساعت را که نگاه کردم، از هشت گذشته بود و نفهمیده بودم!
دیگه پا شدم آماده شدم رفتم مدرسه. رفتم کتابخونه یک ساعتی و ظهر برگشتم. اون بحث ارسال مقاله به خیر گذشته بود و تشکر هم کردند. بعدش به آی تی دانشگاه ایمیل زدم که من ویروسی شده لپ تابم، بعد از ظهر نوشته بود که اگه شخصی است به ما ربطی نداره! منم گفتم نکنم ها خواهرم گفت یکم سوادتو ببر بالا و ممکنه به شبکه اونها آسیب بزنی و آنتی ویروس جلوی نمی دونم چی چی را نمی گیره و الخ. مجابم کرد که بهشون اطلاع بدم. منم نوشتم ماجرا این بود اگه می خواهید تا بیارم لپ تابم را پاکسازی کنید. گفتند به ما چه! منم به فلانم! ادامه میدم. راستش صبح با هندیه دعوام شد. همون هشت و اندی زنگ زد و می خواست که لپ تاب را روشن کنم و دنبال دستوراتش برم جلو. بهش گفتم ایمیل بده بهم، گفت نمی تونم. گفتم می دونم کی هست و چکار می کنه و نمی خوام دیگه باهام تماس بگیرند. یارو گفت من عاشق صدات شدم می شه با من ازدواج کنی!!! گفتم یا قران این دیگه چه خریه! با کد +49 زنگ زده بود پرسیدم کدوم کشوری، گفت آمریکا! تو روح بابای هندی بد ذاتت! گفتم شماره منو که داری واتس آپ کانکت بشو، دیدم می گه من خیلی پول دارم شماره حسابتو بده برات پول بریزم. دیگه هرچی فحش به هر زبانی بلد بودم دادمش. تا عصر، دو مرتبه دیگه زنگ زدند که بر نداشتم و فعلا همه چیز آرومه . دقت کنید خلاصه که مایکروسافت و باقی این کمپانی ها نوکر عمه شما نیستند که بهتون زنگ بزنند چیزی را براتون درست کنند! خر نشید.
یکمی هم با شرکت یونی پلیس جدال کردم. گفتم پول رهن خونه ام را پس نمی ده، یارو گفت چون خودتون تمدید کرده اید به ما ربطی نداره! اونم تهدید کردم! گفتم می خوام شکایت کنم و این ایمیلها را هم ضمیمه می کنم اطلاعات درست بدید که چقدر از پول منو شما برداشتید چقدر را به اون دادید. ترسیدند! رفتند ریز حسابها را آوردند و خلاصه تا عصر داشتند اطلاعات می دادند! حالا اولش طرف گفت چون زمان گذشته اجازه نداریم اطلاعات بهت بدیم. نککککککککککبت! حتما باید تهدید کردتون؟
هیچی دیگه تمام روز به دعوا گذشت، پا شدم برگشتم. رفتم این تعهد نامه را هم پست کردم برای آبجی، حدود سه یورو شد. دیگه یک سوپ مفصلی بار گذاشتم و جاتون تهی خوردم و الانم خععععععععلی کار دارم! عزّت مزید.