خب، اون چس ناله قبلی افاقه نکرد. اومدم که با لپ تاب مفصصصصصصصصصل ناله کنم، بلکه آروم بشم یکم.
شب، قراره بریم یلدا. به نظر میاد کنترل مراسم دست انقلابیون 1401 است. برنامه را اعلام کرده اند کمتر از دو ساعت، اغلبش پیانو!!
مهم نیست. خوبه که هست بلکه برم از خونه بیرون یکم حالم عوض بشه. باور کنید آرامش در ندانستن است! د رنفهمیدم! وقتی به عمق و ابعاد فاجعه پی می بری، زانوهات به لرزه در میاد! من از قبل ظهر، توی رون پاهام حس ندارم، از استرس این شکری که باید بخورم! شکری که یک عمر کسی نخورده، نمی دونم چرا ماها فکر کردیم می تونیم بخوریم.
بهرحال، باید بخوریم!! چاره ای نیست.
یک استادی داشتیم شیراز، این بزرگوار اسرائیل درس خونده بود. پیری بود برای خودش...
یک زمانی می گفت فلان چیز یک عمر تو آزمایشگاه جلو چشم ما رخ می داد ولی ما کور بودیم نمی دیدیمش!
منم راستش دو چیز مدام پس ذهنم هست، یکی اینکه نکنه آنچه اینهمه به مشقت دنبالش اند همه، چیزی عیان است جلو چشم، که ما کوریم نمی بینیم،
که باور دارم همین هم هست،
یکی دیگه هم یاده که عمو سالها قبل از شاهکار علمی فلان استادش حرف می زد می گفت این کل موضوع غامض را با یک بازی، کشف رمز کرد! گویا تو جلسه ارائه طرف اولش میاد یک بازی، قوانین یک بازی را شرح میده و بر اساس همون ها الگوریتم حل مساله اش را ارائه می کنه. این بازی بودن را الان سالهاست به عینه دارم لمس می کنم! یعنی از جدید ترین نو آوری علمی که طرف اومد ارائه کرد و مقاله هاشو خوندم، تا برگردیم به داستان چگونگی تکامل علم آمار و احتمال که تمامش بر اساس کارهای مسخره شمردن و نگه داشتن حساب رخدادها بوده، همه اش بازی است، و فقط این میانه منم باید بازی خودم را کشف کنم،
اگر خدا بخواهد البت!
این شازده امیر شیرازی پیام داده که کی می ری جشن. نوشتم هر موقع کارم تمام شد! یک زمانی فهیمه می گفت همه رفقاش که خارجه رفته اند کونی شده اند! اون موقع تو فیس بوک در ارتباط بود باهاشون و حرف بیخود هم نمی زد، یکی یکی را می گفت که کی باهاش چه مکالمه ای داشته و حسب حرفهای طرف به این نتیجه رسیده بود که فلانکی مثلا با دو کپّه سبیل و ریش کونی شده است. حالا ما هم اینجا آخرش کونی می شیم، اگه علممون به جایی نرسید! خاک تو سسسسسر این سارا چاقاله کنند! آدمیزاد خب با جنس مخالفش اینور اونور می ره. با مکملش. نه که مثل من و این امیره و اون امیره عین این همجنسگراها سبیل به سبیل هی راه بیفتیم بریم بازار بریم مهمونی! من بدم میاد! حس بدی بهم می ده. نمی خوام!!
پناه بر خدا.
شما هم از آرایش شب یلداتون برامون عکس بدید ببینیم چی ساخته اید برای همسران و برای غایبان! خدا رحمت کنه یلدا آقا فضلی (؟) را. کاش زنده بود. کاش اینهمه انسان شریفی که عمّامه زیر خاک کرد، جهل و تباهی به کشتن داد، کاش با ما بودند. اون توصیف شجاعانه یلدا را از مقاومتش در برابر بازجوها هیچوقت یادم نمی ره. می گفت رو پرونده ام نوشتند از عملکرد خودش اظهار پشیمانی نکرد!!
زنهای نامدار...