چقدر دلم می خواد یکی بود ریاضی به من می گفت!

دانشگاه که بودیم، یک استاد نیم وجبی ای بود به نام مشکوری (اگه گفتید من در کدام دانشگاه درس خوندم؟ خخخخخ)

این بابا خیلی حال می کرد انگار با علمش. منتهی، اون سالها من ظرفیت اینو نداشتم که لذت ببرم از ریاضی! حتی افتادم درس را! فکر کن! ریاضی یک را افتادم و یک درس دیگه، شاید فیزیک بود!! اینقدر تباه!

دلم می خواد از هیلبرت ترانسفورم بدونم. می دونم ها، یکی که براش جا افتاده باشه بیاد بگه این یعنی چی! درک و لمس ماجرا را می خوام یکی شیافم کنه!...