دیروز دو تا تست انجام دادم، امروز موندم منزل رو نتایج کار کنم و فردا برم برای تست سوم.
امروز به کتابخونه عمومی هم باید سر بزنم و کتاب کودک امانت بگیرم برای زبانم.
اگه نتایج تستهای روز قبل ایده ای بهم نده، واقعا چهارلنگ در آسمان خواهم ماند که خب پس حالا چکار کنم؟! امیدوارم یک مسیری پیش پام باز بشه.
دیروز تو حیاط دانشگاه به دو تا ایرانی برخوردم. می گفت صاحب خونه چهارساعت در شبانه روز شوفاژ روشن می کنه و داشتن وسیله گرمایشی هم ممنوع است! داشتم به حرفهای فردوسی پور فکر می کردم که می گفت می دونم اون سمت که برید برای هیچکدوم از ماها فرش قرمز پهن نکرده اند و تازه اول سختی هاست. پسره می گفت شبها تا ساعت نه شب می مونم دانشگاه چون اینجا از اتاقم گرمتر است. حالا فکر کن از گرمای حضور جمعیت فقط گرم است وگرنه امسال شوفاژی روشن نکردند تو دانشگاه هم!! بعد تا نه شب بمونی صرف اینکه جایی نداری که بری! می گه روزانه پنج یورو پول غذای سلف می دم که البته این دیگه از کون گشادشه!!