همین یکماه قبل، چین اعلامیه داد که جزایر سه گانه ایران را عملا ازش جدا کنه، تو دهن همه این خاک بر سرها ماست مایه کرده بودند، کسی تخم نکرد صدا بکنه،

دیروز تو فرانسه واقعیت هایی از ایران را به کاریکاتور ترسیم کرده اند، همون شبانه سفیر را صدا زده اند و اعتراض کرده اند و فلان دفتر ایران شناسی که فرانسه خرجش را می داده را بسته اند و کم کم لابد پول به جیب این و اون می کنند که برن کاریکاتورسیت را بکشه و الخ!

بخاطر این جابجا شدن اولویت هاست که همه حس می کنند چیزی سر جاش نیست و باید بندازنش سر جا،

و می اندازند!

یارو اینقدر شیفته مقدس شمرده شدن است که خودش اومده می گه ترمزشو بکشید فلانکی را از من مقدس تر نکنید ییهو!! واقعا آدمیزاد پیر که می شه خر می شه! خرفت و خر می شه! کی فکرشو می کرد کسی که اینهمه ثروت و قدرت و فرصت داشته، آرزوش بشه این که بچه مدرسه ای ها سرود بخونند براش!؟

از ماست که بر ماست! اگه بادمجون دور قاب چین ها نبودند که به طمع کلاهی از این نمد، تو سر هموطن خودشون بزنند، این بزمجه الان با لباس راه راه و پابند الکترونیک تو راهروهای دادگاهها داشت می رفتم و میومد و تاریخ چهل ساله را از حلقومش می رید بیرون که عبرت بشه برا خلق...

مقدّس! ریییییییدم تو هرچی مقدّسه!! مقدّس اشک بچه هایی است که داشتن لباس و خوراک براشون شده آرزوی محال! مقدّس! جهل مقدّس!!