چندی قبل رفته بودم سراغ یک آدرس ایمیل قدیمی ام. کرمم گرفت و چندتا از ایمیلهای قدیم را باز کردم. راستش برای دو سه نفر هم ایمیل دادم، و تمامش برگشت خورد. آدرسها همه از رفقایی بود که سالهای قبل وب را می خوندند و خب به نظر می رسه که به سلامتی همه (بجز من) به کارهای مهمتری مشغول شده اند جوری که آدرس ایمیل تفننی شون را هم دیگه معدوم کرده اند و خلاصه زندگی جدّی است.
در این بین، یک ایمیلی هم بود از یک دوستی که از جمله چندتا عکس هم ازش بود. عکسها هنوز تو پوشه دانلود لپ تابم هستند و هر از گاهی که پوشه را برای کاری باز می کنم، تمثال مبارک این دوستمون میاد جلو چشمم و نمی دونم چه مرضی هم دارم که حذفش نمی کنم اما هر سری چشمم را ازش می دزدم که خدایا خوب شد اینو من نگرفتم! دختر اینهمه بق و عبوس و ترش و طلبکار، خدا برای هیچکس نخواد! البته خب عکس سر کار هست و حجاب و الخ داره منتهی، بعضی ها را با دو من عسل هم نمی شه خورد، چه با حجاب، چه بی حجاب!
شنیدم که حضرات هم کمربند را محکم بسته اند که روبنده سرتون کنند به سلامتی؟ دیدم تیتر خبرها بود که خلاصه با قدرت بیشتری می خوان بیان به میدان. خیلی جالبه انگار به روانشناسی جامعه خوب اشراف دارند که اینها اگه شده روسری را رو دمب موهاشون نگه دارند، اما خودشون ته دلشون دوست ندارند از سر برش دارند و لذا در یک حیله دسته جمعی فرمودند همه شل حجاب بودند و اینکه کامل بر نداشتند یعنی طرفدار ما هستند!! راه دیگه ای هم که خدای نکرده برای پرسیدن ازشون وجود نداره، فقط باید آسمان و ریسمان کنیم جوری که نتیجه بشه اینکه اینها طرفدار ما هستند! ای خاک بر سر شما که اینهمه ذلیل قدرتید!
تامام