اعتیاد، اصلا شاخ و دم نداره!
منم معتادم!
باور کنید وقتی تخمه ندارم، کلافه میشم!
وقتی فقط دو سه تا دونه خرما برام مونده، فروشگاه این هندی ها میشه ثقل جهان و من هررررر برنامه تی برای رفت و برگشتم میچینم، حتما حول مغازه اونهاست، حتی اگه شده ساعت رفت و برگشتمو به دانشگاه عوض کنم!!!
الانم دو روزه دلم شیرینی زبون میخواد. این همسایه یکروز نشونم داد که فلان بسته بدی اسپانیایی داخلش شبیه شیرینی زبون ایرانه، دیگه من عینهو تانک ذهنم و ذایقه ام چفت شده روش. که کی برم بخرم این وامونده ولم بکنه!!
دلخوشی که نداریم، همینه.
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 20:17 توسط مسیح
|