حالا الان که من بگم، یکی میاد میگه امام ممد باقر هم تو گوش یابوی فلان شاگردش اینو گفته بود، منتهی،
گه خوردن طبق معمول!
ماجرا اینه، داشتم نارنگی پوست میکندم فکر کردم یکم با ملایمت پوستش کنم که بوی کمتری بده، چون ژولی اون سمت اتاق نشسته و اگه حامله باشه و دلش بخواد خب گناه داره،
بعد، فکر کردم لابد خدا یک حقه ای سر هم کرده که عین چسب دوقلو هست که دوتا لول سوا است. بعد موقع مصرف باهم قاطی میشه،این خدا هم دو تا چیز مختلف را یکی از طریق بویایی و یکی از طریق هاضمه میخواسته قاطی کنه و لذا، این میوه را اینجوری ساخته. یا مثلا بوی نارنگی باید یک چبزی را تحریک کنه که بریزه رو گوشت و تفاله نارنگی،
( عه خاک تو سسسسرش این دختره باز داره شالاپ شالاپ نشخوار میکنه یک چیزی را)
بهرحال،
نوشته بود تو مغازه اپل که بری گوشی و لپ تابها را با یک زاویه ناجور رو میز میذارند گویا مبتنی بر یک اصل روانشناسی اونم اینکه مشتری مجبور بشه جنس را دست بزنه برا تنظیم زاویه، این لمس، حس تملک و تعلقش را قلقلک میده و احتمال خرید را بالا میبره!
فکر کن! بعد خدا تو ساخت نارنگی ازین حربه ها استفاده نکنه؟ عمرا.