جشن دیشب را دوست نداشتم زیاد...

عصر، یک جعبه شیرینی خریدم، چندتا لیوان یکبار مصرف،دستمال کاغذی و یک بطری آب انگور.

قرار بود هرکسی شام ببره با خودش و من اینها را میبردم. تجربه نشون داده بود غذاهای من به لحاظ حجم حداقل، رقابت را میبازند. البته دکور و قیافه را هم.

اغلب کیک و شیرینی اوردن. الویه و سالاد ماکارونی هم. چیپس و...

...صدام زد گفت ته چین پختم دور بودی بهت نرسید ولی حلوا گذاشتم سر فلان میز...

عاااالی بود! شیرازی پز!!

باید ببینمش ازش یاد بگیرم.