خوووب، من امشب دیگه به این تر مجاور گفتم بیرون نمیام. میخواست بره نمیدونم کجا کفش بخره. وقتی من سوار ماشین این میرم جایی نمیتونم برنامه را من بریزم حتی فروشگاهی که ممکنه به کار من بیاد که برم. هی زارت و زارت بریم راه بریم! که چی؟

بهرحال

دارم ماکارونی میپزم. میخواستم فردا نرم ولی این خانوم چی باز قرار فردا گذاشت نامرد. خیلی تو راه وقتم تلف میشه هرچند. تنها بازه ای از روز که نت ندارم و یکم فکر میکنم همون بازه طی مسیر است!