کس شعر، انگار مرز نمی شناسه!

تو اتوبوس بودم که نوشته پشت یک ماشین توجهمو جلب کرد. نفهمیدم چی نوشته به طبع، عکس گرفتم ازش، الان زدم تو گوگل، یاد نیسانهای خودمون افتادم!

طرف نوشته بود که :

vimos sujos, mas de alma lavada ...

یک چیزی است تو مایه اینکه ما کثیفیم ولی روحمون پاک است! مثلا. یا ما روحهای کثیف اما شسته شده را دیدیم. معلوم نیست یک کاما کم و زیاد کنی یا فاصله یا نقطه را بذاری نذاری کلی کلاس فلسفی اش  عوض می شه منتهی، تم و درون مایه ماجرا اینه که نوشتم! حالا ماشین شیک و تمیزی هم بودش ها. ولی خب! خواسته چسی بیاد، مثلا!

 

نوشته های زیادی، پاک شد بازم!!! چرا برای لپ تاب من تاچ پد گذاشته اند آخه!! حیف بود اونهمه حکمت!  حیف.

دیدم که به سلامتی به قول طرف، جاعش به اصل خودش برگشت و دم صبح زده خیمه های تشنگان را به آتش کشیده است! کشاورزهای بی نوا. کاش کوتاه نیان...

جدا تف سربالا تر از این دیده اید؟ دقیقا بشید مصداق هر آنچه بد می گفتید ازش! تک به تک! ماها می گیم منع کن پاشو از آستانه بالا پایین نمی ذاره! اصفهانی ها هم این مثل را دارند. می گن کسی که از چیزی بدش بیاد، چیزی را نکوهش بکنه، مسخره بکنه، دقیقا گرفتارش می شه! اینو منم تو زندگی ام دیدم. حتی تو خودم دیدم و خیلی ناامید شدم واقعیتش. تو زندگی بابام دیدم. واقعیتی است که اصلا خود خدا هم بیاد بگه نه اینطوری خلق نکردم، من یکی باور نمی کنم! انگار وقتی به چیزی حساسی یا بدت میاد ازش نه که تو ناخودآگاهت هی می چرخه، می ره تو خونت! می ره تو سرنوشت و سرشتت! بعد مجسم می شه برات! از عروس فلان طور بدت میاد، صااااااااااااف همونطوری گیرت میاد! از بچه فلان جور بدت میاد؟ دقیقا بچه محترمت اون شکلی میشه! هیچ کاری هم نمی تونی بکنی فقط باید به اون خدای کونی ای که چندروز قبل ذکرش رفت نگاه کنی و سر به تاسف تکون بدی براش که خدا هم اینقدر عقده ای و کونی و خر! خب نکن! مگه نمی شنوی بدم میاد؟ مثلا من از ناخن دراز زن بدم میاد. دلم ریش می شه. مخصوصا اگه کثیف باشه طرف و زیرش چرک باشه، عق می زنم! حالا بازم لاک در اومده روشو رنگ می کنند گه زیرش پیدا نمی شه ولی، شک نکنید اگه روزگاری ازدواجی می کردم، زنم پنجول داشت، به چه درازی، تازه نمی شستشون هم!

خاک تو سسسسرش! 

(خخخخخ! بازیافت شد!)