سال قبل بود شاید، تو گروه تلگرامی. عکس اطلاعیه فوت کسی را گذاشتند، دوستان یکی یکی نچ نچ کنان دل سوزاندند بر اینکه مریض بود و نمیدونم گناه داشت و کم کم خاطره های خوبی ازش داشت گل میکرد که جفت پا، رفتم تو تخم چاپلوس! چند روایت از دزدی ها و دغل کاریهاشو که اون زمان خود اون رفقا میگفتند به یادشون آوردم و یکی دو مورد بی مهری و خریت که به خود من کرد، چنان شد که کل کانال در خاموشی قبریتان فرو تپید و الان مجدد، مرگ یک رییس شرکت را در کانال دیگری کسی همرسانی کرده است.

از این یارو سوال کردم:

نام نیکی هم موند از این مرحوم؟
سلام.
یادمه کسی نگفت از کنار این مغبون آرامش و آسایش و محبتی بهش رسیده برعکس، از خساست و تنگ نظری اش حرفها بود!

منتظرم تا عین اسپند رو آتیش بالا پایین بپره!

خود میت، حرومزاده اصفهانی بود که میگفتند اگه حسب اتفاق رو میز کارمندی پولکی میدید توی قندون، اضافه کاری اش را خط میزد، میگفت این وضعش خوبه که پولکی میخوره!

اینقدر نجس!!!

خب جواب داد، برم بکوبمش.

آدم باشید!