بخشی از خطابه من به مدیران اسبق شرکت:

شما اهالی نازنین اصفهان، خییییلی آدمهای خوبی هستید، ناچارم اقرار کنم به بدی خودم و بزرگواری شماها یک به یک!
دلیلش اینه که برخلاف شما که وقتی اطلاعیه وفات کسی را میبینید تمام آنچه در ارتباط با شما و دوست و همسایه و فامیل و مملکت و شرکت و... کرده را فراموش میکنید و فقققققط خوبی به یاد میارید، و این دروغ را با صدای بلند، سه مرتبه، در مشایعت میت بر زبان هم جاری میکنید تو باغ رضوان، من نمیتونم فیلتر کنم ذهنم را. این مرحوم را که اصلا ندیدم و نمیشناختم فقط یادم اومد در زمان حیات پر برکتش چی شنیده بودم از مناقبشون منتهی، یک عده دیگه را میشناختم و میشناسم!
امیدوارم خبر مرگ اونها به من نرسه، چون بعید میدونم اون موقع تن میت را تو گورش نلرزونم.
باااااااا، احترام!
پاینده باشید حضرات همکاران.

میدونم،

بوی تعفن و گلاب تو ام است تو نوشته ام،

میدونم!