تصورکنید ارزونترین آبجویی که خریدم، خوشمزه تر از بقیه بود! مزه نکبت نمی داد که هیچ، باحال هم بود! بسیار شبیه به ایستک های خودمون تو ایران! فکر کنم 27 سنت خریدم. یک بطری کوچیک، یک نفره یک وعده ای در واقع! خوب بود. راضی ام! باید باکسی بخرم ازش.
اگه خدا بخواد دیگه دارم از اون فرمی که قبلا وصف کرده بودم، که ضروری ترین مایحتاج زندگی همیشه تو سبد خرید من بود در میام. تصور کنید فاکتور من بود آرد، برنج، روغن، مرغ، مثلا. چیزهایی که بقیه بار می زنند از میوه و سبزیجات تا مشروبات و شکلات و تنقلات حتی چس فیل، بعضی هاش که هیچوقت دلم نخواست و نبود تو سبد، بعضی دیگه ها هم ملاحظه می کردم! منتهی خب خوبی اش اینه که چنان نماند، البته چنین نیز هم نخواهد ماند! بهتر می شه لابد! :))
والله الان خرید کردم گوجه بادمجون توشه با نارنگی و جگر! تصور کن ماالشعیر و نوار بهداشتی و نمی دونم نون با کیفیت. همچین انگار وقتشه که عزائیل بیادش هااااا! نه؟
بیرون که می رم تمام اینها که شلوار پاره پاشون می کردند دیگه یک چیزی زیرش پوشیده اند. اگه آقا باشه که اغلب یک تنبون سیاه زیرش داره، خانومها هم گاهی سیاه گاهی رنگ پا. امروز یک خانومه شلوار بافتنی پاش بود! گفتم دمت گرم چه همّتی! خیلی کار می ره ها! دو تا پاچه به چه درازی را ببافی و بعد خشتک و کمر و الخ! گمونم سنگین هم بشه. تا وقتی ایستاده بود خوب وبود به پاش ولی دولا که می شم یا خم می شد شلواره همراهی نمی کرد یک چیز مسخره ای می شد تو تنش.
یک چیز دیگه هم دیدم جذذذذذذاب بود، در مبحث تتو. اینجا ملت تتو می کنند. از انواع جملات تا حروف گل و اشکال کارتونی و خلاصه هرچی بگی. فقط خیلی خیلی خیلی ظریف و قشنگ است کارشون و اصلا ازخط بیرون نمی زنند و آد دوست داره. بخصوص نوشته ها را دوست دارم بخونم که خب اغلب نمی شه! طرف نمی ایسته نمی شه هم عکس بگیرم بعد بزنم تو گوگل. خط ها هم عموما خط های زینتی هستند و سخت است خوندنش. چند روز قبل از جلوی ایستگاه اتوبوس رد می شدم و ملت ایستاده بودند، بهترین جایی که به ذهن یکی رسیده بود تتو کنه را دیدم! حدس بزنید کجاش!
یک خانوم جوونی بود که دامن کوتاه پاش کرده بود با جوراب رنگ پا و درست بالای زانوی مبارکش یک چند خط مرام نامه سقراط لابد، حک کرده بود. یعنی فکر کردم کسی بخواد اینو بخونه قشنگ و رمانتیک باید جلوش زانو بزنه از همونجا محو بشه تو افق! خیلی جای باحالی بود به نظرم.
یکی دیگه هم قبلا دیده بود، اونم به نظرم با فکر کار کرده بود. روی پاش، اون پایین هست که یک خط تغییر رنگ هستش، کف پا با روی پا تغییر رنگ می ده ها، تو سیاه پوستها خیلی واضح تر است اما سفیدتر ها و گندمی ها هم دارند. اینم اونجا رو بعنوان خط زمینه برگزیده بود و خلاصه یک کلام مفصلی اونجا نوشته بود با دمپایی لا انگشتی فکر می کردی نوشته کنار کفششه!
البته تاپاله هایی که رو جاهای مختلف می زنند هم کم نیستند. از جمله مایارا که فکر کنم تمام پشتشو به گا داده با سوزن تتو.