از قضا همین دیروز داشتم به محمد فکر میکردم. به ازدواج اولش با خدیجه، شوگر مامی اون دوران!

فکر میکردم اون ثروت خدیجه چی شد؟ هیچ کجا رد و نشونی نیست که بگه اون ثروت که قطعا ارث رسید به محمد، در کجا خرج شد. مطلقا جایی حرفی از پول پاشی پیغمبر اسلام نیست در روند بسط و گسترش اسلام. هیچ کجا چیری نساخته، خیراتی نکرده، مزدوری اجیر نکرده و مشخص نیست واقعا اون پول کجا حیف و میل شد. شاید حرف فایزه که گفت پیغمبر تجارت نمیدونست و پولهای خدیجه را از بین برد، توصیف واقعیتی باشه!

با این اوصاف الان میبینم من چقدر به اعدام نزدیکم!!! فقط برای اینکه سوال برام مطرح شد!

والبته جوابهایی که الان، دارم!!

واقعیتش اینه پیغمبر اسلام یک نابغه بود،

اما تاریخشو که بخونی، میبینی داری تاریخ یک راهزنی را میخونی. انواع غزوات، همه حمله بوده و کشتار و تقسیم اموال و اولاد قوم مقابل بین گروه راهزنان!

رگ گردن کلفت نکنید، استدلال کنید ببینم کجاش غلطه، اصلاح کنم ذهنمو. با اعدام نمیشه ذهن را اصلاح کرد. راه به بی راهه است اعدام. باید جواب بدید. مستدل هم جواب میخواهیم. چون جواب ندارید برآشفته میشید و حکم اعدام و ارتداد! من اگه میگن محمد نابغه بود، الان ادله دارم! باور دارم، شاهد دارم. نه شهادت افراد، بلکه اثرات! کارهاش، نواوری هاش. بیش از هر اخوند و.معممی من ادله عقل پسند دارم بر اینکه محمد نابغه بود! منتهی، اینکه نبوغش اون دوران چه کرد و الان چه، باز هم با چشم باز توصیف دارن براش...