خواستگار
هه هه، بالاخره مشتري اومد! نوشته اند،
مرررررقوم فرموده اند در اصل:
" ... اخه تو ک نمیتونی گوشی بخری موندی چکار بیا اینجا دوتایی ی گلی ب سرمون بگیریم😊😊😊..."
😁
قابل توجه آقاي حميرا! خواستگار دارم، چه خواستگاري! پولدار، ملللللاك، شاغل، داراي بيمه بازنشستگي، علاقه مند، حتي رقققققاص! ( البته خييييلي يواش ميرقصه كه ييهو آسيب نبينه گمونم! عين رقص مار كبري، برا هيپنوتيزم خوبه كه بخوووووابه ادم با رقصش) 😄😄😄
يادم افتاد به ترانه بازار مكاره!
...
هر چيزي كه آوردند،
يا دير يا زودي بردند
دل ديوونه را امممما نبردند،
اگه بردند دوباره پس آوردند!!"
خب، اما بعد.
تشكر ميكنم خواستگار محترم از حسن نظر جنابعالي، منتهي من قصد ادامه تحصيل دارم.
(باور كنيد يا نه، وضعيتي كه من توش هستم، اينكه تنهام و آزارم به ديگران در حد اقل ممكن هست، از موهبت هاي خدا است به من، و به يك همسر بي گناه كه ممكن بود هر كدوم از شما، يا فاميل حميرا اينها باشه! همون دايناسوري مذهبيه كه حميرا قايم ميكنه)