یک سندرومی هست که می گن شکار دلش برای شکارچی می سوزه ها، چیه اسمش؟ استکهلم؟
یک همچین چیزی واقعا وجود داره!
یک همکاری ما داشتیم که از طرف خانواده مرحوم اعظم جون این خیلی اذیت می شد. کار به ناله نفرین کشید و این همکار ما که خانوم هم بود و اختیار تن خودشو داشت، خاندان اعظم جونو نفرین کرد. به این که ایشاالله همینکاری که تو با من می کنی را کسی سر دخترت بیاره. منظورش فضولی های اسلام نماها بود.
رو فیس بوک به این همکار مظلوم خبر دادم که اعظم به دیار باقی شتافته و محتاج فاتحه است. می بینم برام نوشته که تو چه راحت از مردن آدمها حرف می زنی و انگار هیچوقت هیچکس را دوست نداشته ای و الخ و دولخ!
بگو آخه کوووووووووووونی من بودم اشک و آهم به راه بود که آخه به اعظم و خاندانش چه مربوط که من کونمو می دم کی بخارونه؟!
وانگهی، غم و شادی من و شما چه فرقی به حال اعظم جون می کنه؟!
بعدشم، چرا آدمها یادشون می ره بدی هایی که در حقّشون شده را؟! به نظر من آآدم اگه آدمه باید تا ابد، یادش بمونه!! عین کلاغ! شما به یک کلاغ بدی کنی هر رووووووووووز تو سرت فضله می کنه و نوکت می زنه تازه به فرزندانش هم مشخصاتت را می ده که اونها هم بعد از ایشون، نوکت بزنند!! مگه شوخیه!
می گه پسر خاله بشار دراز حکم اعدام گرفته. از اونهایی بود که بشار جاش گذاشت و گریخت، عییییییییییییین شما کودنهای پرچم به کون. این حرومزاده حدود 15 سال قبل چندتا دانش آموز را که دیوار نویسی کرده بودند علیه بشار دستگیر می کنه. خانواده های اینها میان دنبال بچه هاشون، به مادران اینها می گه بچه هاتونو فراموش کنید برید از نو بسازید اگه هم نمی تونید بیاید تا ما براتون بسازیم!
و این میشه شروعی که بشار را به این روزگار ذلالت انداخت، و پسرخالهه الان منتظر اجرای حکم، تو قفس است!
بخشش و رحم و فراموشی یعنی چی!! بذارید هرکی هر گهی می خوره بر خودش بلرزه از تصور روزی که باید جواب پس بده، بلکه ها خیلی گه ها را نخورند از الانه!
اصلا ماجرا خیلی ساده است! اگه کسی بیاد منو بکشه، خانواده من غلط می کنه رضایت بده!! مگه اونها را کشته!! قاتل باید بیاد از خود شخص من رضایت بگیره! حالا من کجام، تو گور! بنابراین راهی نداره جز اینکه ایشونم تشریف بیاره جایی که منم، تا گفتگو کنیم با هم!! حللللللللش کنیم بره!! شما چه کاره ای که برای خون کسی دیگه رضایت بدی؟! نه بفرما دیه هم بگیر برو به شادی زندگیتو بکن!! بد نگذره بهت!! قوانیت حمورآبی حتی از پیشرو تر و منطقی تر از قوانین اسلامه!!
بارون گرفته!! هم لختم هم کفش نو است و سفید! یعنی تمام می شه تا یکی دو سه ساعت دیگه؟ عجب گهی خوردماااااا!