مار و پله
محمد عمراني از قول استاد اقتصاد، رناني نقل ميكرد،
ميگفت ادميزاد دو مرحله در پيش رو داره،
اولي معيشت هست. بايد يك كاري كنه معيشتش، غذاش، لباسش، مسكنش، اين اوليه هاش جور بشه، بتونه گذران كنه...
مرحله بعدي منزلت هست، يك پست و مقامي، علم و دانشي، تخصصي، مال و منالي، وجهه اجتماعي اي، يك چيزي دست و پا كنه كه تضمين بزرگي و منزلتش باشه.
ميفرمود، آدم بايد هرچه سريعتر از اين دو مرحله عبور كنه! بايد سعي كنه زود عبور كنه، تا بتونه به مرحله فضيلت بپردازه...
فضيلت...
چيزي كه عمام، مردم را بهش فريفت، و امروز همه را در مرحله اووووول، معطل كرده است!
مردمي كه شعور و بينش نداشتند و در مار و پله تاريخ، اگر چه يكبار با ظهور پهلوي تاسشون خوب اومد و رسيدند به پاي نردبوم منتهي، بد بازي كردند و پا تو خونه مار گذاشتند اينبار!
از بد حادثه هم مار درازي بود كه بردشون به خونه صفر. اونجا كه باشي تا تاست شش نياد، نميتوني تكون بخوري! ريزه پيزه ها كه هيچ، پنج مهسا را هم كه بياري و باقي شهدا، باز محبوسي...
باز منتظري براي شيش...
منتهي...
بالاخره شش مياد!
هر چقدر هم اين قام را دستكاري كرده باشند و سوراخ كرده باشن بهش منتهي، آخرش يكبار، شش مياد!
و همين يكبار...
اين عوضي هاي اپوزيسيون خارجه، از حامد سرسرزيري تا عليز و معصومه و ناياك و حرومزاده هاي مسوولين و جوانمردي و اون پيرپاتالهاي تفاله، اينها هر كدوم يكي از عوامل اريب شدن تاس بر ضد مردم اند! اينها اگه نبودند، قطعا كار سالم ار پيش ميرفت منتهي،
اميد بايد داشت...