شايد تكراري است منتهي از چيزهايي است كه به عمر دراز بدست آوردم، باز ميگمش!
مال
حلاوت مال!
مال، اكتسابش لذت داره، داشتنش لذت بخش نيست!
از لحظه اي كه داري اش، غمگيني! اينكه چرا بيشتر نيست، نكنه دزد بزنه، چرا چيزي تهش نميمونه، و هزار چراي ديگه زهر مارت ميكنه و برعكس مادامي كه هداري اش هيجان داري ذوق داري تلاش ميكني برا اكتساب...
كارمندها را ببين، آخر ماه شادند، تا لحظه دريافت! همينكه تشست تو حسابشون خسسسستگي يك ماه دراز مياد جلو چشمشون كه چطور بايد اونو طي كنند!
و حالا ماجرا اينكه فررردا پس فررردا به ما حقوق ميدن!
كاش حالمو خوب كنه! در نبود آرزوها، زندگي ام بي رونق شده. خسته ام؟ نه، نبايد! تازه ابجي اومد بهم سر زد، شش ماه پيش كمبريج بودم، كار سنگيني هم كه نكردم، خستگي نيست گمونم...
نميدونم!
تنهايي است لاجرم!
دلم ميخواد پياده شم!
٢٤.٣٧ يورو پول دارم
تو بي حوصلگي صبح يك اسياب قهوه داشتم سفارش ميدادم. بيست يورو بود، اومد كم كنه شد ٧٨ يورو! نميدونم از كجا قرار بود حمل بشه نامرد...
خريد درماني شايد خالمو خوب كنه