درهم برهم
چرا فقط من كركره اتاقم بالاست؟ مايارا و امير هنوز هوا روشن است كه ميكشن پايين و با نور لامپ ادامه ميدن. ميخوان لخت بشن فوقش، مگه با كركره باز نميشه كون لختي شد؟؟
عجيبند!
من كه در كمال دموكراسي حقوق برابر داده ام به تمام اعضا و لذا شومبولمم مثل دستم ميتونه بي لباس باشه، فعلا تو اتاق!
سوييس گويا، سكس را بعنوان رشته ورزشي پذيرفته و هفت هشت رشته هم معرفي كرده قراره مسابقات برگزار كنه، بعد ما كپك ها هنوز اونجوريم! بككككنيد شما هم! والله خدا حكمتي داشته كه لخت افريده و اونجور برجسته، وگرنه حتما ميتونست مثل ساير مخلوقات مستترش كنه، چرا نكرده؟ لابد اندازه من و توي كون نشور سرش نميشده!!
بگذريم.
در گوز پيچي درشتي به سر ميبرم. دارم متن مينويسم و به اين باورم كه ملت ريدن تو علم و درش را گذاشتن! هر جاشو چوب ميكني گندش در مياد! يك پارامتر پونصد تا تعريف و روش اندازه گيري داره تا الان، يكي اش ١٢ برابر اون يكي است مقدارش! همه هم معتبر، پارامتر هم حسسسساس!
من نميفهمم استادم مراعات ادب ميكنه يا واقعا داره شاخ در مياره! فردا باهاش جلسه دارم كاش ميفهميدم واقعا شب كه لخت ميشه رها ميشه تو بغل شوورش، يك لحظه كه ممكنه از دانشجوهاش بگه، چي ميگه پشت سر من! درست قبل اينكه شروع كنه صداهاي نامفهوم بده و به پرتغالي هي بگه مايشششش مايييييش!
يعني بيشتر، بيشتر...
نميدونم
خودم كه هم گوز پيچم هم شاخم در اومده ازين فضاحت علم!
خواهرم ميگه استادت نذر كرده از دستت خلاص بشه! ولي بيخود ميگه من كاري ندارم باهاش كه! دلش هم بخواد!
حس بدي دارم كه تو سال پنجم تازه پروپوزال ميخوام بدم و تازه بعدش سالها بازم مشغول باشم!