آخی،

اسم یکی از پستهای قبلی را گذاشتم جهان دیده،

بعد

کلمه که درسته تایپ شد، پرتاب شدم به خیلی قبل...

جهان دیده!

طبعا خانوم جهان دیده! ...

تف به این روزگار دنی!

باری. عصری پا شدم از خواب شال و کلاه کردم رفتم یک مرکز خرید نسبتا دور. می خواستم یک خردکن بخرم، که قهوه درسته بخرم آسیاب کنم باهاش. اشتباه گفتم آسیاب.

اینجا لوازم خوانگی در انجصار یک کمپانی است، مثل ایران خودرو مثلا! لذا باید می رفتم دکّون هم اون.

دو تا شعبه اش را سر زدم و تو یکی اش از یک خردکن بوش خوشم اومد به سی یورو. یارو نداشت. فقط همون یکی بود که عملا باید زیرقیمت بفروشه منتهی می خواست قیمت کامل بده که من بر نداشتم. راستش یکمی هم نگران بودم چون فاصله تیغه اش تا کف کاسه اش خیلی بود و فکر می کنم ممکنه نتونه خیلی نرم کنه محصول را. بذار برم سرچ کنم شاید رو نت بخرمش.