وقتی تو نیستی قلبمو، واسه کی تکرار بکنم
گلهای خواب آلوده را، واسه کی بیدار بکنم؟
هایده می خونه.
این نکبت روبه رویی یک گهی خورد آژیر آتش نشانی صداش در اومد. تا یکربع دیگه مغزمونو می گاد! چقدر بدم میاد از این دختره! روسری می کنه سرش موهاشو نبینه کسی، بعد تنبونش تا ساق پاشه! تو دانشگاه یک لحظه رو به رو شدیم اصلا انگار بگو گاو! برگشته آسمون را نگاه می کنه!
خوابگاه را چه کنیم؟ قرار بود دو روز قبل نتیجه آزمایشهای قلبم را ایمیل کنه. هنوز نکرده. یحتمل اشتباه تایپی تو ایمیل بوده است. مشکلی نداشت وگرنه واقعا من سکته می کردم اینقدر که اون سمتم درد می گیره گاهی. صبح فکر می کردم اووووووه تا سال دیگه کی مرده کی زنده اصلا! بعلاوه، شاید تا سال دیگه خونه خریدم خودم! کی بود نوشته بود از زیر و زبر شدن نترس، شاید زیرش بهتر از زبر در بیاد! حالا وضع ماست...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 23:2 توسط مسیح
|