تو دهات ما یک زمانی سیستم فاضلاب کشی نبوده و شغل ملت هم کشاورزی بوده است. همچون زمانی، کودهای کشاورزی هم بصورت شیمیایی طبعا وجود نداشته و کشاورز گرامی از فاضلاب انسانی بعنوان منبع با ارزشی از کود کشاورزی استفاده می کرده است. در همچون زمانه ای موتورهای مکنده و لجن کش هم نبوده و چه بسا برق هم نبوده و لذا کشاورز گرامی زمان کودرسانی به مزرعه که می شده، یکی از کارهاش این بوده که یک پیت حلبی را می بسته سر یک چوب دراز، بعد محتویات چاه فاضلاب خونه اش را با این پیت حلب بالا می کشیده، کنار دیوار خونه تلنبار یا آخوره می کرده، بخش آبکی جذب زمین می شده یا تبخیر می شده و بخش جامدی ازش می مونده که اونو تو خورجین خرش بار می زده و می برده پخش می کرده روی زمین مزرعه. حالا محله ها اینهمه تو دل هم نبوده و خونه ها بلند مرتبه نبوده که بوی این کثافت کاری کسی را اذیت کنه اگه می کرده هم همه انجام می داده اند و یک همزیستی بوده.
باری.
به اون چوب بلند که بارها و بارها می کرده اند تو چاه خلا، می گفته اند دسته ساغو! و به اون پیت حلب می گفتند ساغو!
بعد یکی از فحشهای درخور برای آدمهای بی معنی دراز، این بوده که بهشون می گفته اند دسته ساغو! چیزی که من الان می خوام با کمال عذرخواهی از ساغوی اصلی، به آقای وزیر امورخارجه تقدیم کنم! این دسته ساغو روز شنبه میزبان عربستان بوده و یک تنه، البته حتما با هماهنگی مقامات بالا، ریده به ریش حاج کتلت! اینجوری که سعودی ها امر کرده اند عکس یارو را بردار تا ما مصاحبه کنیم، ایشونم اطاعت امر کرده. نه که حالا من آگاه نباشم به ماهیت اون بابا منتهی، خواستم یاد ارزشی ها بندازم که شماها و ارزشها و آرمانها و قهرمانها و وزیرها و رئیس هاتون، این هستید! تا گرد زمان ننشسته رو این گهتون، برید با دقت همه اخبارشو بخونید، چه از گزارشگرهای ایرانی، چه از وبسایتهای رسمی عربی! خاک بر سرتون که اشغالگرهایی حقیر و بی مقدارید!