اخبار را که دنبال می کنی می بینی که ملّا، خیلی قشنگ، داره ککه کاری های بیرونش را رها می کنه که با تمام قوا بتونه داخله را مهار کنه. دو خبر درشت این دو روز شایع بوده یکی اش اینه که مقر مزاحمین خلق در آلبانی توسط پلیس تفتیش شده است. گویا عایدات عقب نشینی ها و امتیاز دادنها، چیزهایی که نصیب حکومت می شه، از این قبیل است، تلویزیون فلان را از لندن بیرون کنند که بره آمریکا و بخاطر اختلاف ساعت و بهم ریختن تیم، نتونه دیگه موثر باشه. و فشار گذاشتن رو مزاحمین خلق که نتونه جیک بزنه. البته همزمان هم پروژه مسموم سازی و مرگ سفید داخلی ها از عبدالحمید تا معترضان در جریان است. این که کی از این پیچ تاریخی رد می شیم و به چه ترتیب، تجربه دردناکی است که وسطشیم. درست وسط! اما بذارید یک چیز مفید بگم براتون. یک دکتری پادکستی داشت در خصوص معاصر بودن.

خیلی جالب بود کلش از جمله اینکه می گفت این که ما در یک دورانی زیست می کنیم معنی اش این نیست که ما معاصر اون دوره ایم بلکه معاصر بودن به معنی نابهنگام بودن است! یعنی تویی که تو این عصر زیست می کنی بتونی آینده و دوره های بعدی را ببینی و حرفی که می زنی و موضعی که می گیری با جهت گیری آینده ای باشه که تو خودت توش نیستی دیگه. یعنی فهم در واقع. یعنی بازی نخوردن. یعنی سر بالا زیست کردن! هد آپ!

کدوم ما معاصریم؟