واااااای!
خدایا!
این آقاهه که می گم انگار خود من است از بس ضایع است، ظهر اومد دانشگاه. از گرما زبونشو گذاشته بود بیرون دهنش طفلک...
اونم امروز یک زیرپیرهن سفید نو با خطهای جعبه روش، کرده تنش. به نظرم رسید چیزی هم زیرش پوشیده است! خدایا چرا منو اذیت میکنی؟ بعد ملیحه می پرسه نظرت راجع به خدا چیه خب همینه! خدای من کونی است وگرنه چرا باید آینه بگیره جلو چشم من هر لحظه؟! خداشاهده من زیرپیرهن نپوشیدم ها، تک پوش سفید با طرح قشنگ روی سینه اش خریدم قیمتش سی یورو بود یکم ارزونتر خریدم من یادمه. یعنی همینم مونده بود که منم برم یک زیرپیرهن سفید مردونه بکنم تنم بیام مدرسه...
آقا، اهالی محترم قم، نمایشگاه بین المللی گذاشتن، این رفیقمونم انواع شال داره ارائه میکنه ها. چاچپ تا شال، همه چیز! برید بخرید بچرخه روزگار! درسته دیگه سرتون نمی کنید ولی من خودم یک شال نخری خریدم بعنوان حوله استخر اینقدر باحاله! تو جیب جا می شه، همینکه می ذاری رو تنت هم همه آب روی بدنتو که می مکه هیچ، همچین میچسبه بهت که محلش ندی آب بدنتو هم،
بعله!