اومدم مدرسه امروز
خانوم ژولی هست و من. لابد بعدها این رفیق عربمون هم میاد. چقققدر من از اینها بدم میاد!
از دیشب درگیر کد نویسی هستم. چیزی که تو یک برنامه اجرا میشه را عینا تو یکی دیگه کپی می کنم، اجرا نمی شه! عجیبه خدایی. خیلی وقتها همینجوری ازمون تلف می شه. کارمی کنیم ولی تهش مشخص نیست که چکار کرده ایم چون همه اش حل کردن یک مشکل احمقانه بوده...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۲ ساعت 12:48 توسط مسیح
|