بلااااااااشک جهان هستی را خدایی کونی در حال راهبری است،

احترام خداهای شماها محفوظ البت!

صبح تصمیم گرفته بودم سر راه برم اول نون بخرم، بعد برم با مترو بیام مدرسه. کفش که می پوشیدم گفتم همین امروز که من اتوبوس نمی خوام این اتوبوس درست دم پای من می رسه ایستگاه! حتی ساعت و برنامه زمانی را هم چک نکردم. رفتم بیرون.

فکر می کنید چی شد؟

اتوبوس پشت چراغ قرمز منتظر ایستاده بود! من رسیدم، اوشونم اومد جلو پام توقف کرد! یعنی تشریفات کاخ کرملین اینقدر دقیق و محترمانه جلو رئیسی ماشین نبرد که همین امروز که من قصد پیاده رفتن تا فروشگاه و مترو و الخ را داشتم اتوبوس اومد برام!

منم که خب نور خدایی کم کم تو وجناتم پیداست، با خدای خودم بازی فرمودم! قششششنگ برنامه ام راعوض کردم و سوار اتوبوس شدم و اومدم!! کون لق شکم! اگه اینجوری می شه کائنات را با بی محلی به اختیار در آورد، من هر روز نون نمی خورم اصلا!

والله!