آبجی رفته خونه ام،

یک عکس از میز اتاقم فرستاده، میگه تو از من بیشتر آت آشغال داریاااااا!

حالا رو میز یک عالمه عطر و افترشیو و کرم و روغن و چیزهای دیگه هست. راستش بعضی هاشو اصلا به یاد ندارم و احتمال می دم از مهمونها جا مونده باشه منتهی، خیلی هم یقین ندارم چون امروز عکس یک کتاب را برام فرستاد که یقین دارم خودم خریده ام مال مشاهیر آبادیمون بوده و خب بازم یادم نمیاد کی خریدم و یا توش چی نوشته بوده است...

روی اون میز کنار وسایل من یک چیزی جلب توجه کرد. یک قاب عکس خاتم کاری شده که یکی از خط نوشته های من توش بود و چون کجکی هم عکس گرفته شده بود مشخص نبود چه خط افتضاحی است. قشنگ بود. بهش می گم ارزش قاب از ارزش خطش بیشتره که. می گه نه!!

گویا چندین تابلوی دیگه هم از کارهام درست کرده باشه...

جالب بود. بهش گفتم یاد مغازه هایی افتادم که عکس یک پیرمردی را تک و تنها اون بالای یک دیوار خالی کوبیده اند، مثلا پدربزرگشون بوده که تو اون  دکّون به همون کسب و کار مشغول بوده! حالا منم تو خونه ام، تابلوهای بی ریختی از دست نوشته هام، جای خودم نشسته...

البته می فهمم این منفی ترین برداشت ممکن است که فقط از من بر میاد البته. در عین حال ذوق کردم از این کارش. از حسّش. تشکر کردم ازش.

فقط می دونید، همیشه هم چیزهای ادیبانه را نمی نوشتم من! یادمه یکی از بیتهایی که به خط نستعلیق نوشتم این بود که:

چون کیر و نان و جامه نباشد کم از طلاق؟!

البته سرکش کیر را نذاشتم. این ته بیت یک داستان بود که خانومی از شوهرش تقاضای طلاق می کنه و شوهر امتناع می کنه و زن استدلال می کنه که آخه این چه زندگی زناشویی است که نه سکس داریم نه خرجی میاری نه چیزی برام می خری. حکایت معنی د ار و قشنگ است منتهی خب بیت پایانی یکم تند است و منم نوشتم دیگه! حالا مشکل اینه که این سفر هم عینهو مرگ، ییهو پیش اومد و من خیلی چیزها را نتونستم حذف کنم. یقین دارم اگه سر کمدها بره، که لابد تا حالا رفته، از تک پوش فلان مهمان تا اسباب بازی بچه تا جوراب شیشه ای ساق بلند فلانی تا کاندومهای تاریخ مصرف گذشته و ... را هم دیده، بماند به جا، کادوهای بعضا عجیب  غریب بعضی های دیگه...، بعضا با اسم و مشخصات امضا شده!

من چه می دونستم دیگه بر نمی گردم سر خونه؟!!

:))

از میان بسیاری تجربه ها، بعضی مهمانهای اون خونه را هنوز جزو بهترین دوستان به یاد دارم. گه گاه باهاشون در ارتباطم و احوالپرسشونم هرچند مشغله های اونها بسیار است منتهی، خوبه که هستند. خیلی خوبه.