گندزدایی
پائولا گاری نظافتش را هل داده اومده دم اتاق سابق مایارا،
دیروز یک سری جارو کشید و آشغالشو برد، امروز باز اومده، لابد برای ساییدن و گندزدایی بنیادی!
آدمیزاد است دیگر، بی اینکه بفهمد گند می شود!
گند زیست میکند،
گند ...
گند می زند!
من مثلا بهتر است حالم اما تو باور نکن! دیشب شال پشمی ای که توش ماست مایه می کنم را پیچیدم دور کتفم و خوابیدم! امروز باز هم گوشهام ونگ می زنه، دماغم چکه می کنه، گلوم نرمال نیست، شر شر عرق می کنم بی اینکه خیلی داغ باشم! کلا مجاری ام گشوده شده!
چقدر هم دلم می خواد بخوابم اما خسسسسسسته ام از تختخواب!
این پائولا اساسی گیر داده ها. انگار می خواد حتی تتمه ناله های مایارا را هم از تک به تک درز و دورزهای اتاق بیرون بکشه و بعد اتاق را بده به نفر بعدی. واقعا خوش به سعادتش چون با شغلش حال می کنه. لذت می بره وگرنه نمی تونست اینجور انجامش بده...