من اگه در حوزه روانشناسی کار می کردم، یک مکتبی راه می انداختم به نام مکتب پاشنه کفش!

به نظرم، پاشنه کفش آدمها خیلی از نکات مستتر در شخصیت  حضرات را نشون میده. حالا زارتی نگید مثلا چی از اون خیلی ها چون باید رشته اش تاسیس و بعد مطالعه و تحقیق بشه تا بعد به این سوال شما بشه جواب داد منتهی،

اگه دقت کنید، از پشت سر به کفش کسی وقتی نگاه کنید، بخش پاشنه کفش از سمت بیرون ساب می ره یا متلاشی می شه یا کم ارتفاع می شه. بسته به جنس کفش و الخ دیگه. بعد آدمهایی که شخصیت های عجول یا جدی دارند و گامهای بلند و تند تند بر می دارند اون بخش از کفششون بیشتر ساییده می شه! البته باید یک معیار تفکیک بذاریم با آدمهایی که یا پول ندارند یا سلیقه و کفش را بیش از مدت عمرش پا می کنند! برای یک شرایط معمولی ولی هرچه شخصیت طرف آرامتر و دنیا به تخم تر و خودش با طمانینه تر و صد البته ناامید تر و یواش تر باشه، پاشنه اش کمتر آسیب دیده. هرچقدر هم اهل سگ دو زدن و از کول خودش کار کشیدن باشه که پیاده گز کرده و با سرعت سعی کرده عقب موندن هاشو جبران کنه، اونجوری کفشش داغون تره.

و این رخداد چون به مرور زمان رخ می ده، نمی شه سرش کلاه گذاشت. کفش طی ماهها و بلکه سالها ساییده می شه و یک بانک اطلاعاتی بی غلط است به نظر من. 

نه؟

اعصابم خرابه. کارهام پیش نمی ره. در واقع عجول تر از اونی هستم که بخوام بشینم از اول چیزی را یاد بگیرم و از وسطش که می زنم شروع می کنم همیشه بیشتر ازم وقت می بره. اینه که هرکاری می کنم پیش نمی رم که هیچ، اعصابمم تلیت می شه بدتر!

دیگه تسلیم شدم البته. دارم می رم از اوووووووول اولللل شروع کنم! برای بار چندم! یادداشتهای چند ماه قبلمو می خونم اصلا یادم نمیاد که من اونها را خونده ام ویادداشت هم برداشته ام! 

----------------------------------

میگم، مگه می شه وقتی دارند تو آدم تلنبه می زنند، انگار نه انگار، حرف بزنی و بخندی؟ خب یکم دل به کار بده!

ولی اگه نمی داد که این صدای شالاپ شالاپ را نباید می داد! 

می شه من برم ببینم چه خبره؟ خب مردم از کنجکاوی!

پریروزها، نمی دونم چی شد سر از یک سکس شاپ در آوردم، تو نت.

آها روبنز نوشت که پولدار شدی و بریم دختر برداریم (حالا زن و بچه اش اینجاست داشت شوخی می کرد) براش نوشتم باشه ولی من بلد نیستم تو اگه جاشو بلدی بیا تا بریم. برام نوشت فلان جا هست، که از قضا همین خیابون خودمون می شد!! بعد من فکر کردم که ای وای! پس چطور من ندیدم؟ دیگه زدم نت و طبعا کلید واژه را بلد نبودم اینه که بجای مکان، سر در آوردم از مغازه هایی که وسایل و ملزومات سکسی می فروشند. سه چهارتا پیدا کرد که این حوالی هم نبودند. دوست داشتم ویترین اینجور مغازه ها را هم می دیدم. بهرحال.

تو سایت یکیشون که رفتم، گفتم که ماها هیچی دنیا سرمون نمی شه و گاو گاویم ها، یک چیزهایی بود که من هرچی فکر می کردم خدایا اینو می کنند کجای کدوم یکی، سرم نمی شد! یادم نیست چی بود اسمش، جوی بال؟ همچین چیزی، یعنی توپ لذّت، چیزی شبیه و سایز تخم مرغ بود. بعد یک دونه ای اش بود، دو تایی هم بود. یعنی انگار بگی دو تا تخم مرغ را دنبال هم تسبیح کرده باشی! بعد گویا اینو می تپونند به خودشون، یا به طرف، که لابد ماساژ بده لذّت بده. سرم نشد هرچی برش و مقطع و ... را نگا کردم راستش. انوااااااااع شیردوش مردونه را هم تولید کرده بودند که خلاصه قلقلش بده یا اساسی بچسبه و میک بزنه و ... ولی می خوام بگم اون چیزهایی که سرم شد اگه دو تا بود، اونها که سرم نمی شد پنجاه تا بودند! فرض کن یک حلقه با یک گلوله که درست می افتاد زیر کلاهک آقا و خب نمی دونم چکار می کرد. یکم خوندما، پرتغالی بود. گویا گردش خون را مختل می کرد که همونجوری چوب بمونه. نمی دونم.

بهرحال، من نادانم در این زمینه هم! بعد دیوار به دیوارم کارگاه آموزشی و بلکه دانشگاهش هست و من محروم!

----------------------

اینم نظر یکی دوستان عزیز:

عاااااره یکی تو نادانی
یکی هم الکسیس تگزاس

---------------------

آهنگی به نام "حاجی دست خوش" را تقدیم کردم به یکی رفقا! چندی قبل. الان باز دارم می شنومش! خیلی بهش می چسبید!