داشتم به سخنرانی رئیسی گوش می کردم، یک جایی داشت شکراضافه می خورد.
می گفت که آزادی قلم و بیان هست. خیلی هم اصرار داشت که بگه هست...
این پسره بنده خدا شاکر، بچه خوزستان، مثل من گاهی اخبار جاری مملکت را فقط بازگو می کرد! از مرام و مسلک فرقه لواط کاری که سر کار است و گاهی دزدی می کنه همیشه دروغ می گه همیشه ریا می کنه...
عینهو قاشقچی عربستانی، احضارش کردن تو فلان اطلاعات و الان می گن ما ندیدیمش! برید اعلام مفقودی بکنید!!
من فقط موندم اینهمه آدم بی وطن چطوری جمع شده تو این اداره ها، تو این نهادها. یعنی یکی بین اینهمه با خودش فکر نمی کنه حرفی که شاکر زده حرفی بوده که خود این یابو هم باید می زده، منتهی این تخم نداشته اون بچه بجای اینها زده؟ اینهمه بی شرف؟!
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 12:7 توسط مسیح
|