یک نرم افزار خفنی بود که من نتونستم باهاش کار کنم ها، الان دارم یکی دو سه خط می نویسم که یعنی سراغ اونم رفتیم و نشد. رفتم رو وبسایت نرم افزار و چقدر خوشحال شدم که یک آقایی به اسم فرهاد سعیدی، جزو تیم دو نفره ای بوده که این نرم افزار را پایه گذاری کرده و توسعه داده اند! سالهاست، خیلی خیلی سال است، که از نامهای ایرانی جایی خبری نیست مگر به نکبت و ننگ! آنچه جاری است نام کسایی است که حتی قیافه و لباس پوشیدنشون هم شکل ما ایرانی ها نیست منتهی، چه می شه کرد؟

یک زمانی تاریخچه قهوه را داشتم گوش می کردم. پادکست با ارزشی بود فکر کنم از آقای دریابندری. چکیده اش این بود که از وقتی اروپایی ها قهوه را درک کشف کردند رو به پیشرفت گذاشتند. دلیلش را می پسندیدم. حرفش این بود که تا قبلش، نوشیدنی موجود و مورد علاقه اینها مشروب بود و طبعا تو اون دوره تک و توک افرادی که در شرق بودند و دائم الخمر نبودند سری در علم داشتند و علمی برافراشته بودند. اروپا هم خمار بود و مست. قهوه که دستشون رسید اونها هم ازخماری شراب رها شدند و الان اونها هم وقت داشتند فکر کنند و تست کنند و پیش برن و این شد که ییهو مغلوبه شد ماجرا... شرقی ها در ته گشادی چسبیدند به قال الباقر و قال الصادق و تو همونها هم جعل و تحریف کردند و غربی ها که تازه سرحال شده بودند با قهوه، تست کردند و ساختند و شد این که شده است این دوران...

خدا رحمت کنه شاه را گفته بود می خوام ایرانی ها خوشبخت ترین قومی باشند که پا به هزاره سوم می ذارند. هزاره سوم کی هست آیا؟! ما به غم نان گرفتار شده ایم...