موج منفی
رفتم خرید،
پیاز و مایونز و نون و شراب!
اولین شرابی است که به پول خودم می خرم! شراب قرمز، در حکم دوا!
قیمتش هفت و نیم یورو بود که در این عرصات کریسمس و الخ به سه یورو تقلیل پیدا کرده بود. من سرم نمی شه از شراب و همینجوری الله بختکی برداشتم دیگه. محصول 2018 پرتغال است با 13% الکل به حجم کلی 750 سی سی. روش نوشته سولفیت داره!! یعنی چی؟!! سم نباشه!
مهم نیست. دیروز دیدم نوشته روسیه یک عالمه تن فلفل دلمه ای که از ایران صادر شده بوده را برگردونده چون از سم خطرناکی توشون استفاده شده بوده. طبعا فلفلها را حالا خودمون خواهیم خورد. عین سمّی که تو هوا استنشاق می کنیم، عین خیلی چیزهای دیگه که داره از درون و بیرون می خوره و نابودمون می کنه بعد اون مرتیکه مزمحل ابرام رفته گزارش صد روزه اش را بده، مهدی قلی زاده بجاش گزارش می ده، همچین دروغ و دلنگ به هم می بافه و تملق می گه که خود رئیسی گیج و مات و مح، دهنش باز مونده باورش شده که نکنه اینها را اون انجام داده! نکنه اینها انجام شده!!!
تازگی هم که خبر رسیده بازدیدهای سر زده آقا، به جاهایی انجام می شه که حسب اتّفاق، مدیونید اگه شک کنید، یک هفته قبلش مامور می ره نقاشی می کنه و وسیله خونه از تخت و فرش و تلویزیون می بره که صحنه واجد طراحی باشه!!
کی این کابوس تمام می شه؟!
یادمه می گفتند زمان شاه هم قرار می شه اعلیحضرت بره از یک محله ای تو اهواز یا آبادان بازدید کنه. براش فرش قرمزی پهن می شه و می برنش به همون کوچه ای که از قبل خونه هاشو رسیدگی کرده اند و رنگ و کرده اند و وسیله گذاشته اند، که اعلیحضرت ناراحت نشه. نکته ماجرا این بود، یادم نمیاد کدوم خدا خیر داده ای تعریف می کرد، می گفت بازدید که انجام می شه شاه سرشو می اندازه زیر و می ره می ره یک کوچه دیگه! دقیقا یادمه راوی می گفت از اون کارهای باباش انجام می ده و می ره یک جای دیگه هم خودش به انتخاب خودش تو همون محله بازدید می کنه و خب واقعیت روشن می شه.
می دونید فرقش چی بوده؟
دستور می ده که برای تمام اون محله وسیله خونه خریده بشه و گویا بعد از یک مدت تمام وسایل خونه با کشتی از خارجه حمل می شه، که مرز را از سکنه خالی نکنه. نشنیدم به اون آدمهایی که اونجور براش صحنه سازی کرده بودند چه گفته یا باهاشون چه کرده ولی لاجرم اگه اونها را از خودش طرد کرده بود و بقیه می فهمیدند جلوی شاه باید راست بگن و صحنه سازی نکنند، ممکن بود سرونوشت چیز دیگری می شد الان هم، شک نکنید به فروپاشی نظامی که دروغ عینهو موریانه به تمامش سرایت کرده! فقط خب خیلی سخت است چون حضرات تو خارجه جایی امنیت ندارند و تا آخرین قطره خون ناپاک در داخله، خون خواهند ریخت! گریزی نیست و گزیری هم نی!
باید کمتر به اخبار ایران گوش کنم.
واقعا داره حالمو خراب می کنه اینهمه ای که می شنوم. از مامور حراستی که همراه تیم ورزشی می ره تا سرقت از موزه ملی تا واگذاری به طالبان تا مصادره نفت و سلاح توسط آمریکا تا کذب وضع معیشت مردم تا سانسور کلی جلسه رئیس دولت با دانشجوها تا تا تا تا تا! خیلی بده آدم دست این جریانات خبری بیفته! قشنگ افسرده اش می کنه! خدا به دادمون برسه.