دوست عزیزی که می خوای بری ابرو بکاری،

نه از سر دلخوشی،

از سر کمبود ابرو،

کسخلی؟!

خب برو مداد بخر!

الان ابروی کدوم زنی سر جاشه که تو می خوای بری بکاری؟! تمااامشون از دم می تراشند که با مداد یک جای دیگه ای برا خودشون بکشند! حالا خدا برا تو تراشیده، کرمت گرفته زن؟!

گیرم رفتی کاشتی، دو صباح دیگه یک فرم دیگه اش مد می شه بعد می خوای بری چکار کنی با خودت؟

ول کن! خیلی هم خوبه که ابرو نداری! برو مداد ابروی خوب بخر، پر رنگگگگ، برای خودت بکش، منت آرایشگر را هم نمی کشی دیگه.

کی بود اسم اون صاحب کارم؟ نسیم؟ کارمند عدلیه بود. زنهای مجرم را دستبند می زد به دست خودش از این پاسگاه می برد مثلا زندان تحویل می داد. بعد، این ابروهاشو تراشیده بود ابرو ترسیم کرده بود. یک گاهی که حالشو نداشت که ابروهاشو بتراشه، شکل دیو می شد! دقیقا دو سری ابرو داشت ،وحشتناک!!!

نسیم جون بین همه اندام و جوارحش، تمام تعارفش هم با صورتش بود! صورتش بررررق می زد از مالیدن و محافظت، بعد زن گنده دمپایی پلاستیکی پاره پاش می کرد میومد می رفت!

البته تو 206 شوهرش که می نشست خب کسی نمی دید دمپایی پاشه، همه صورتشو می دیدند! خاک بر سر!