حالا من تا مدتها براتون هی از کنفرانس می گم، شما به دل نگیرید...

از احمقانه ترین کارهایی که دیدم یکی هم این بود که یارو با پرینتر سه بعدی، دانه های شن و ماسه را تولید کرده بود!

حالا فکر نکنید پرینتر سه بعدی خیلی چیز شاخی است ها! یک دستگاهی اگه داشته باشید که مثلا یک قیف، توش پلاستیک مذاب باشه که قطره قطره یا شره شره ازش می ریزه، و بعد که ریخت سفت می شه، این میشه یک دستگاه پرینتر سه بعدی!! یعنی کبوتر، مثلا، از اولیه ترین پرینترهای سه بعدی است وقتی فضله می کنه دقیقا یک چیز سه بعدی حاصل می شه که البته باید بتونه بعدی را هم با همون ترکیب شیمیایی و شکل و اندازه و رنگ بلافاصله تولید کنه ها، و واسه همین که دقیقا و سریعا این تولید را نمی تونه انجام بده، بهش می گن کبوتر، نمی گن پرینتر سه بعدی! همچینین است برای سایر موجودات و اتفاقات مشابه. مثلا یکی اش مثل کار دندونپزشکی است یک مصالحی را که می تونه مایع یا پودر یا شاید جامد باشه حتی می ریزه و بعد با کمک اشعه ایکس منجمدش می کنه.

مسخرگی ماجرا این بود که یکی ازش سوال کرد خب شن و ماسه که طبیعی اش هم این چه کاری است که شما مصنوعی اش را با اینهمه هزینه و اشکال تولید می کنی؟ یارو جوابی تو آستینش نداشت! همیشه وقتی آدم سرش را زیر می اندازه عین اسب فقط کار می کنه و متوجه پیرامونش نیست، از عقب تر به آخورش نگاه نمی کنه که تصویر کلی از کار و مسیر و زندگی اش داشته باشه، اینجوری فاجعه خلق می شه...