خب، رفقا که ماشاالله همه خارج رفته و دنیا دیده اند، شاید این پست فقط به درد کنجی جان بخوره که هنوز در روستاهای خراسان زیست می کنه و پایی به دنیای وسیع پیرامونش نذاشته است.

کنجی عزیزم، من امروز که رفتم ورزش، یک همکلاسی خانوم داشتم. بعدها وسط کلاس یک خانوم دیگه هم به ما پیوست. مربی هم یک آقا بود. جمعا چهارنفره، با شلوارک و لباس چسبون و موی باز و خلاصه لخت و پتی، یک ساعتی را حرکاتی کردیم که ورزشی بود مثلا، بعد هم هرکسی به راه خودش رفت، و آسمان خدا هم به زمین نرسید. اینکه آخوند کوته فکر حرامزاده اونجور قفلی زده سر لباس و پوشش، از هرزگی خودش است و خرابی ذاتش وگرنه خبری نیست که نیست. اما اومدم یک چیزی دیگه بگم الان، اونم

dress code

در مهمانی ها و جلسات و مراسم گاهی میزبان تعیین می کنه که لباس چی باشه. مثل اون برنامه مبتذل من و تو بود که بفرمایید شام، اونجا هم گاهی تعیین و تکلیف می شد و ملت حسب اهمیتی که به خودشون و به میزبان می دادند و در حد وسع جیبشون رعایت می کردند.

یک عکسی خیلی رسمی از این کنفرانس را گذاشتم یکی از پروفایلها. کتم دستم بود، بدون کراوات، یک فرم نیمه رسمی. که بعد طی کنفرانس دیدم هی وای من چقدر تابلو بوده ام از بس بقیه فاجعه تن کرده اند. مثلا این رفیقمون فالستو که تا دو ماه دیگه دفاع هم می کنه، روز دوم کنفرانس یک پیرهن نو خریده بود کرده بود تنش و خدا شاهد است هنوز تای لباس که تو جعبه بود باز نشده بود!! نگاه کردم کفشش هم نو بود! منتهی کفش ورزشی! بقیه که کلا به نیت توریستی اومده بودند و فقط کسی شلوارک نداشت.

بجز منصور مصری که شلوار پاره تنش کرد روز اول، و روز دوم که مثلا تیپ زد یک جفت چکمه چرمی از اینها که طرح داره و نوکش تیز است و می شه بهش زنگوله آویزون کرد پا کرده بود...، بقیه با همون کت کهنه و همون تی شرت و جین معمولیشون تشریف آورده بودند، یک شرکت انگلیسی هم بود که آرم خودش را روی پیرهن دوخته بود تن کارمندش کرده بود البت.

باری.

حالا خواهر ما عکس را دیده، می گه پس کراواتت کو!

همینه که اگه زیست در بین اینها را تجربه نکرده باشی یک انتظارات و تصوراتی تو ذهنت هست که گاهی خیلی متمایزت می کنه از جمع و این تمایز اصلا خوب نیست.

اصلا!

موفق باشی کنجی جان.