اینقدر که ترافیک است اصلا فرق نمی کنه من کی از خونه بیرون بیام، در هر حال یک ساعت تو اتوبوسم!!

چطورید؟

چه خبر؟

صبح چندتایی از رفقا را انگشت فرمودم در فضای مجازی، انگار خط ها راه نمی ده هیچکس واکنش نداد. یکی رفقا که از قضا نام شوهر محترمش حسن هست، کلیپی فرستاده بود در یوتیوب. کلیپی از مهران مدیری که داشت می گفت که بچه های دهه شصت اینو می خوندند که:

حسن یک و حسن دو،

...

همیجور می رفت تا حسن ده،

حسن دنده به دنده حسن بشقاب پرنده حسن چرا نمی خنده!

به این دوستمون گفتم اینبار که حسن آقا سوار کار است و داره پس و پیش می کنه اینو تو دلت بخون، بعد می فهمی حسن کی بشقاب پرنده می شه و می ره به آسمونها، و چرا نمی خنده در ضمن اون موقع!!

واااااقعا ریدم تو این تربیت کردنمون! اینم شعر بود؟ شعر کودکانه؟!