یک بیت ناب از کنعان محمدی:

رژ به لب مالیدن او آخر بیهودگی است

فرض کن دیوانه ای شکّر به خرما می زند!

خدایی این عاشقی هم قشنگه ها!

کاش می شدیم،

یکبار دیگه!