جاکشی مدرن!
صبح اولین روز کاری هفته است.
رو گوشی، یک تبلیغ می بینم، بیست نفر متولد فلان سال نیاز دارند. سال تولد خودم...
به پرتغالی است، نمی فهمم می خوان برای چی. حوصله ترجمه ندارم...
یادم افتاد یکی رفقا دو سه سال قبل تو شیراز رفته بود یک موسسه باروری؟ ناباروری؟ یک جایی که اسپرم و تخمک اهدا می کنند مثلا.
بهش گفته بودند باید تست بده. بعد، نمی فهمم که چطور ممکنه یک نفر را اینجور چشم بند کنند که خانوم رفته بود هتل گرفته بود، یک نفر اومده بود تو هتل کرده بودش، بعنوان تست.
مسخره اش این بود که تو تست رد شده بود!
چون ارضا نشده بود!
آقای دکتری که مدیر موسسه بود گفته بود که به دلیل عدم ارضای خانوم امکان تخمک برداری مثلا نیست و رد می شه.
دوستمون،
با من که حرف می زد می گفت استرس داشتم ارضا نشدم حالا با کلی اصرار و التماس قرار شده یک تست دیگه بدم!
فقر،
یا طمع،
چشم آدمو هم کور می کنه...
وگرنه هیچ ماهی ای به هیچ قلابی نمی افتاد به نظرم!