دیروز بالاخره جلسه ما برگزار شد،

هفته قبل یک دختره آفریقایی از کارشناسی ارشدش دفاع کرد. پرتغالی بود و نمی فهمیدم ولی توی جلسه دیدم که فایل پایان نامه طرف را باز کرده است و داره مجدد می گه که چی شده تو اون فایل.

راستش، با اینکه نمی خوام، ولی نمی دونم چرا سوالاتم یک جوری پیش می ره که جوابشون می رسه به اینها که طرف فرصت کافی نداشته است، طرف بدون اینکه بهش خط بدیم صرفا خودش همچین فرضی کرده است، طرف بین سه تا نرم افزار مختلف هی داده هاشو جابجا کرده و این وسط ممکنه چیزی پیش اومده باشه، معیار عددی خاصی مد نظر نبوده و صرفا تطابق چشمی ملاک بوده است، و خلاصه تمامش اینه که آقا ما گه خوردیم که این پایان نامه است منتهی، می خواهیم رو حساب این که خوردیم یک چیزی دیگه را هم بخوریم! حالا منصور مصری یک بخشش را شما هم یک بخش!

هوا اش کردم. مصری می تونه بره انجام بده منتهی من فعلا لقّش کردم فردا هم که برم جلسه بقیه اش را هوا می کنم.

تستهای پارسال کمبریح اشکال داشت، بخاطر همینم کسی که انجامشون داد ازشون استفاده نکرد. رو همون تستهای غلط تا الان دو تا دانشجوی کارشناسی ارشد دفاع کرده اند، مصری هم قراره ازشون استفاده کنه. بخاطر اینکه اینها نمی دونند غلط بود، نفر اول می دونست!! و اینها مدرک می گیرند، مقاله می دن، و علم را گمراه می کنند، صرف اینکه یک بی شعوری، تعهد کاری نداره! استاد است و مقاله و ارتقا لازم داره! بخاطر اینکه رسم است در مقاله ها از دست آوردها فقط می گن و اکتشافات هرزه! کسی مقاله ای نمی ده که بگه من این کار ها را کردم و نشد!! این راه و روش جواب نمی ده! همه می خوان بگن کردیم و شد و اینم بچه مونه!! خب بچهه عقب مونده می شه!

آخی دیدم یکی از کادر درمان نوشته بود که تو شیفت کاری اش از سی تا فرزندی که دنیا اومده شونزده تاش افغان بوده. این حرومزاده ها دارند بافت جمعیتی را عوض می کنند یواش یواش و به زودی باید بر سر آرمانهای فلسطین، تو ایران بجنگیم! اشغال نرم!