دیروز که رفتیم بازار، این بزرگوار یک تل بچه گونه و یک چیز دیگه تو همون مایه خرید، یک کیلو گلابی، از ارزونترین مدلی که بود، یک کیلو هم خرمالو.

وقتی رسیدیم هیچی از ماشین پیاده نکرد. بعدشم رففففففت تا آخر شب که برگشت!

من فکر می کنم رفت پیش زنش و بچه اش.

درسته نباید سطح توقع را بالا برد منتهی، هیچوقت دلم نمی خواد با کسی تو رابطه برم که وقتی براش می خوام خرید بکنم، دنبال ارزونترین ها باشم!

شما فکر کن گلابی اینجا که کلا مزه نداره، بعد دو سری گلابی کنار هم گذاشته یکی اش کیلویی نود سنت یکی دیگه اش دو برابر، مو نمی زنند، ولی اینجا همه چیز به حساب است، قطعا فرق داشته اند با هم. چرا باید اونقدر خودتو کوچیک کرده باشی که بری تو آشغال میوه های اون مدل ارزونتره دنبال چهارتا گلابی؟!!

نه. اینو نمی پسندم.