داشتیم صحبت می کردیم،

می گه فلان آشنا، درآمد ماهانه اش تو انگلیس، 12هزارپوند است.

من، اصلا آدم پولکی ای نیستم منتهی، هنگ کردم کلا!

پزشک است این که حرفشو می زنیم. پزشک جوون است. یادمه پیمان وقتی معادل این بود، حقوقش یک میلیون تومن بود! چیزی تقریبا معادل حقوق اداره کار. این طرف در سالهای آغازین کارش، 12 هزار پوند داره می گیره، توجه بفرمایید که اجاره یک خونه در همین زمان تقریبا 1000 پوند الی 1500 پوند میشه. البته به بخشی از این 12هزار پوند مالیات در حد 40درصد می خوره ها ولی دریافتی اش اگه شش هزارپوند هم در ماه باشه، که هست، این یعنی که طبق معمول ماها ریدیم، با انتخاب شغلمون!!!

و شمای پزشک، با محل تحصیل و زیست و کارت!

البته برای همه نمی جوشه، اینم مد نظر باید باشه.

یارو دختره، باباش جزو جلادان حاکم بزرگ بوده، تو خارجه در میدان جنگی که هییییییچ دخلی به من و شما و ایشون و بابای ایشون نداشته، خون ریخته قبل اینکه نفله اش کنند، خون به گردن گرفته، تهش دختره سر از روسیه در آورده لابد تو یک پانسیون سرد و سوزناک، پزشکی اش را ادامه بده!

راستی ها چطوری می شه که پدر جلاد باشه دختر پزشک؟! مگه می شه از تخم کسی که آدم می کشته، کسی بر بیاد که انسان را درمان کنه؟ مگه می شه از تخم ناپاک، میوه پاکی سر برکنه؟ کسی تا حالا جو کاشته و گندم برداشت کنه؟

روزگار غریبی است. خیلی غریب...

یک کلیپی بود سینه زنی عاشورا بود یک پیرمرده را سر پا نگه داشته بودند، خدا شاهده گرفته بودنش از پشت که نیفته، بعد این پیری چنان به سر و صورت خودش می زد که نگو! عزای بابای پدرسگشو گرفته بود. یکی براش نوشته بود آخرین تلاشها برای رسیدن به حوریان بهشتی! یکی نوشته بود نه هر پیری شایسته احترام است. یکی نوشته بود کره خر دنیا اومدن و پیرخر از دنیا رفتن. خیلی نظر بود، همه در یک راستا، یک مضمون، یک حرف، یک حقیقت محض...

پیرخر از دنیا رفتن!!

هشتاد سااااال، نفهمیدن!