به درجه ای از بی انگیزگی اشتهایی رسیده ام که دغدغه اینکه ناهار هیچی ندارم، با به خاطر آوردن تخم مرغهای زیر یخچال و نون تست های تو کمد، التیام پیدا می کنه!

تصور کن ناهار، نیمرو بخوری با نون خشک!

چون هیچ ایده ای نداری که چی ممکنه بشه درست کنی. و البته که برای درست کردن هر چیزی هم باید الان شاااااال و کلاه کنی بری خرید!

نه حالشو ندارم. در واقع دیشب که تو تختم دراز کشیده بودم و یوتیوب را شخم می زدم یک کلیپ هایی دیدم در خصوص پردازش سیگنالها برمی گشت به کارهایی در سال 2000 که الان من به دشواری اش برخورده ام. ترجیح می دم ببینم می فهمم اون چی می گه یا نه. بعدا شکم.