ماهیت دین
می دونستید بر خلاف اسلام که خیلی تلاش داره در جهت افزایش جمعیت، و درش باز است که هر عقب مونده ای جلبش بشه، یک دین هایی هم بوده و هست که نه فقط پذیرای پیرو تازه نیستند و نبوده اند، که اصولا راه را هم بسته اند!
ظاهرا دین، نه بعنوان یک پیام مفتکی از آسمانها، که یک مجموعه تجربه ها و باید و شاید هایی بوده که اقوام طی سالها بهش دست یافته بوده اند و بخاطر همین گرانقیمت بوده براشون و لزومی نمی دیده اند اونو مفت و مجانی در اختیار بقیه قرار بدن. از این دید دین نه یک چیز مفتکی آسمانی با وعده های سر خرمن و هوایی، که یک چیزی کاملا برآمده از تجربه زیست بشر، و برای بشر بوده است. یادش بخیر یک زمانی یک آرماتور بند داشتیم، خراسانی بود. می گفت قبلا چوپون بودم. با داداشم گله می چروندیم. یک عصری که خسته و کلافه بالاخره رسیده بودیم به محل اطراق، داداشم غذای سگها را بهم داد و گفت که اینو ببر اوووووون سمت گله بذار تا بیان بخورند.
میگفت من کلافه شدم که مرد حسابی اینهمه امروز خسته شدیم خب بذار همینجا بریزم براشون بخورند دیگه مگه اینور و اونور داره؟!
و به نظر من و شمای بی تجربه هم واقعا همینه، اینور اونور نداره. منتهی،
می گفت اخوی برام توضیح داد که سگها هم عین ما خسته اند، هرکجا غذاشونو بدی همونجا می خورند و همونجا هم می خوابند! با توجه با اینکه باد از این سمت گله به اون سمت داره میاد اگه اینجا بخورند و بخوابند و گرگی از اون سمت حمله کنه اینها هیچ مدلی نمی فهمند! چون باد بوی گرگ را ازشون دور می کنه. ولی وقتی اون سمت بهشون غذا بدی و بخوابونی اگه گرگی از اون سمت بیاد که اینها هستند اگه از این سمت بیاد هم باد بو را می بره براشون.
حالا شما دقت کنید نکته ای به این سادگی اولا چقدر هزینه داشته تا یک چوپان بهش پی ببره بعد چقدر منفعت د اره که انجامش بده! حالا در دین اینها اگه اومده باشه که واجب است جایی غذای سگ سرو شود که حین خوردن، باد بوی گوسفندان را به آنها رساند، چه انتقال دانشی صورت گرفته است. پیرو این دین هر موقع پرسش براش پیش بیاد بالاخره یکی اینو براش توضیح می ده یا اگه انجام نده گله اش خورده می شه و به بهای گزاف می فهمه که حکمتی در ماجرا بوده است. طبعا وقتی آیین اون مردماان از گله داری به صنعت یا کشاورزی تغییر کنه اون دین و اون بند از دین هم می تونه فراموش یا حذف بشه و دین پویایی خودش را حفظ کنه بی اینکه معجزه بودنش و پربها بودنش خدشه دار بشه.
حالا بیا بذار کنار خرافاتی که هیچ نه سرش معلومه نه تهش! نه ثوابش نقد است نه عقابش! یک مشت موهوم است که به انواع روشها از صاحبان اصلی دانش به سرقت رفته کنار هم گذاشته شده به خورد یک عده دیگه داده شده به عنوان دین تازه!! و دقت کنید که دانش از زمان اعراب جاهلی در نیومد! ما سازه هایی داریم در مصر، مثلا، که قرنها قبل از این جماعت پا برهنه ساخته شده و دانش عظیمی همواره قبل از اینها وجود داشته که هر از گاهی شاخه ها و بارقه هایی هم ازش به یادها مونده و بازرگانان حجاز از اینور اونور شنیده و برای هم گفته و نهایتا در کتاب آورده شده. اگر گاهی چیزی علمی توش هست، نه پیشگویی، که ذکر آن وامانده های اقوام گذشته است به نظرم و از دقت و ظرافت هیچی اش هم نباید تعجب کرد کما اینکه در نجوم و پزشکی و خیلی چیزهای دیگه دانش پیشینیان به نهایتی رسیده بوده است. رو اسکلت های اون زمان آثار جراحی مغز دیده شده!! چه جای تعجب که یکی دو سه نکته ناب هم در کتابی آورده شده باشه؟!
بگذریم.
تاجایی که می دونم دین یهود اینجور بوده و بخاطر همین هم شما نمی تونی بری یهودی بشی!! ازت استقبال نمی کنند. راهت نمی دن. باید یهودی زاده باشی لابد تا یهودی باشی. نمی تونی بری ختنه کنی سرشو ببری بشی مسلمان! نمی تونی بری یک انگشت آب بریزند حلقت بگن غسل تعمید گرفت حالا از این به بعد جزو لشکر عیسی مسیح. نه. اینها با اون فرق دارند و این فرقهاست که باعث می شه تفاوت های بعدی حادث بشه بین کیفیت پیروان و اقوام.