لیست خریدم را که به خواهرم می گم، چپ چپ نگاهم می کنه.

تمام که می شه می گه تو مگه به من نمی گفتی تازه تازه بخر کم بخر چرا اسراف می کنی؟

یادمه همیشه کلی میوه ها تو خونه اش پلاسیده می شد. توجیهش این بود که یک موقع یکی میاد خونه ام چیزی برای پذیرایی داشته باشم! اتفاق می افتاد که کسی بیاد هم، منتهی این دیگه خیلی هر روز منتظر بود انگار.

با این حال، حرف خودمو بعد از یکی دو سال، تحویل خودم داد!

جهان همینقدر گردالی است!! زشت گردالی است! خیلی زشت!