دفعه قبلی که خرمای جعبه ای خریدم، خیلی بد در اومد. 15 یورو هم برای یک کیلواش پول دادم و کلی هم هنوز تاریخ انقضا داشت ولی بد بود. مونده بود. این سری تصمیم گرفتم فله ای بخرم. کیلویی 12 یورو همون خرما را توی شنبه بازار می فروخت. به طرف گفتم برام وزن کنه و یارو هم هی رفت و هی اومد هی کم و زیاد کرد و بالاخره پلاستک را گره کرد داد دستم. قبل از من یک آقایی یک عالمه چیز خرید و تا داشت سفارش می داد هی از رو ظرف زیتونها برمی داشت و می خورد. من بعنوان یک مشتری خیلی حرص خوردم راستش. طرف پنهان هم نمی کرد ها، علنی می خورد و هسته اش را هم همونجا دم پاش تف می کرد. بعد که حساب کرد و رفت و یارو برای من خرما کشید، دیدم یک پلاستیک برداشت و رفت اون عقب و یک نون گذاشت توش آورد همراه خرما بهم داد. داشت می گفت هدیه یا اشانتیون. حالا من نمیدونم شایدم تتمه پولمو داشت با نون می داد ولی با گشاده رویی و گشاده دستی یک نون تازه که می تونست بفروشه را بعنوان اشانتیون روی خرید بهم داد.

بعدش داشتم فکر می کردم نگاه کن فرق آدم تا آدم نما چقدر است! من زورم میاره که یکی چهارتا زیتون از رو اموال این بخوره، بعد این به اون که هیچی نمیگه، تازه برا منم که ناخنک نزدم می ره اشانتیون میاره!

خیلی راه داریم تا آدم بشیم رفقا...

خیییییییییییلی راه...