دیروز داشتم با استادم حرف می زدم بحث هیئت داوران بود برای پایان نامه این دوستمون.

راستش، لرزه افتاد به تنم!

کلفت ترین های ممکن را جمع کرده است نامرد!

من، اگه نتونم یک نوآوری ای بکنم، قطططططعا جلوی همچین تیم داوری ای، باید برم عذرخواهی کنم فقط!!

قبلا نوشتم، وقتی فایلهای سال گذشته ام را نگاه می کردم می دیدم وااااااااقعا طی یک سال خیلی چیزها دستگیرم شد و خیلی حرف داشتم برای زدن بخاطر همین هم دو ماه گذشته با قدرت و پر رویی فشار گذاشتم رو اساتیدم که به نظراتشون نیاز ندارم و از کاری که کرده ام دفاع می کنم منتهی،

راستش تمام شد اون. همه هرچی بلد بودم را نوشتم و لب کلامش هم این بود که روشهای موجود کار نمی کنه! رد کردن هم همیشه ساده ترین کار است! حالا اگه تو این چند ماه نتونم اثبات کنم یا پیدا کنم یک راهی را که کار می کنه، واقعا چی دارم که برم بگم؟

ولی کوووووونشون سفره است اگه بتونم مساله را حل کنم هاااااا! از همین الان می دونم که تو جلسه دفاع به مسخره خواهم گرفتنشون!! اینقدر که کمبود دارم!

بخدا.