یادم نمیاد کی،

و کجا،

اما خیلی سال قبل که هنوز به مهاجرت فکر هم نمی کردم یکی می گفت خارجی ها زنهای پیر و پا به سن گذاشته را گذاشته اند برای مهاجران. منظورش این بود که مهاجرها فقط می تونند با پیرزنها ازدواج کنند و شانسی در پیدا کردن دختر جوان ندارند. الان، اینجا، دارم می بینم که از یک مشاهده درست، چه نتیجه غلطی گرفته است طرف!

ماجرا اینه که اولا نژاد اینها خیلی داغون است و طرف از نوجوانی که خارج می شه تقریبا می پکه!! سی ساله که بشه یا بسیار چاق شده یا بسیار شکسته و دیگه هرچه پیرتر بشه هم که بدتر. سیمای کار شبیه مادربزرگهای ایرانی می شن منتهی همینها را می بینی که با موی سفید و قوز و انواع لک و شل شدگی عضله، بچه می زان و هیچ هم کریه و ناپسند نیست و تو جامعه تردد دارند. یعنی در حالی که ممکنه یک مادر ببینی که خودش سیزده سالش هست، یکی هم می بینی که شست و سه سالش هست!! بی اینکه جامعه بد ببینه یا حساس باشه.

ماجرای بعدی سهولت سوا شدن است انگار! یعنی تا ببینند که نمی شه همدیگه را اسیر نمی کنند سوا می شن بخاطر همینم خیلی موارد کیس های ازدواج، تجربه دار، و بلکه خانواده دار هستند. از جمله زید این رفیق ما که اقلا یک دختر بچه چهارپنج ساله داره. اینو از رو سایز تل و گیره مویی که تو ماشینش بود می گم.

برم سروقت کارم. به من چه اصلا.