درست مشابه فرهنگ ما، قبل از حکومت جاعش، که مناسبت های مختلف و بهانه های مختلف برای دور همی و جشن و شادی داشت، اینجا هم دارند.
ما بجای کلاس فردا شب امشب هم می ریم مدرسه. جشن بلوط خوران است، به خرج خودمان البته.
قراره من چیپس هم بخرم سر راه ببرم. ایده ای ندارم که تو یک مدرسه حدود صد و پنجاه نفر قراره چه شکری بخوریم دور هم. ولی می رم.
اینو اگه کسی فهمید:
quem quer quentes e boas quentinhas
یک خط از یک ترانه است. ترانه ای که به دستفروش های مواد خوراکی می پردازه. به فقر و امید و الخ. تصور کنید تو فرهنگ ما کسی برای لبو فروش یا باقالی فروش آهنگ بخونه و اینها، این کار را کرده اند. ما هم کرده بودیم. درباره بانوی سرخ پوش میدان فلان تهران مثلا یادم هست. اینها و اینجا خیلی وقتها برنامه های تلویزیون به اقشار معمولی و پایین جامعه پرداخته است. با فیلمبرداری ها و داستان سازی های حقیقی ولی مثبت و قشنگ. مثلا دیشب کلی وقت داشتیم به زندگی کاری یک خانوم مسن که کنار خیابون کاستانیا می پخت و می فروخت گوش می دادیم. یک زن معمولی 52 ساله با سرمایه ای در حد یک کیسه کاستانیا، یا بلوط، دوتا اجاق، یک مشت قیف کاغذی... طرف کاستانیا را تو کوزه هایی می پخت که نشانی از قدمت و سنّت داشت. مشتری های معمولی ازش خرید می کردند. توریست ها هم باهاش عکس می انداختند. خیلی خیلی معمولی. آنچه در یک زندگی عادی می شه دید و پذیرفت که هست.
ما، کی می رسیم به زیست عادی و آدمیزادی؟
نوشته بود فعلا فقط پیران زکریای رازی به افتخار هم می گن به سلامتی! پیروان سایر حضرات مشغول کشتن همدیگه اند.
آنچه به نظر خیلی، و خیلی دست یافتنی و نزدیک می رسه، پایان این کابوس شوم است. واقعا از بین بردن حماسی که بی زحمت زیاد کمتر از چهل روز اثری از آثارش نمونده نیازی به دو تا ناوگان جنگی نداشت! به نظر اهداف بلند تری تو برنامه بوده است. حتی همین که پول آزاد می کنند به نظرم برای گول زدن است و دلخوش کردن. ضربه نهایی، حس می کنم، بیخ ملاج حضرات است هرچند بعدش را نمی تونم بخونم!
خدا برامون خوب بخواد.
برای همه.
ما به شدّت به وطن پرستی و به آموزش و علم نیاز داریم! بدون اینها، وضعیت افغانستان را خواهیم داشت! خیلی دلم می خواد تو این موجهایی که تولید می شه یک اتفاقی هم می افتاد که رگ غیرت جوانها بالا می زد به سمت علم، بخصوص به سمت پاسداشت زبان فارسی! به سمت خوندن کتابهای سعدی و سایر منابع فاخر فارسی. این اتفاق اگه رخ می داد، بیمه می شدیم!